فواید انجیر

2ام مهر, 1396

انجیر

🍃خوردن انجیر بوی بد دهان را از بین می‌برد.

🍃 از ابتلا به سرطان سینه جلوگیری می کند.

🍃 برای کم خونی مفید است.

🍃از پوکی استخوان جلوگیری می کند.

روزانه ۳ عدد

اشتراک گذاری این مطلب!

ما هرچه داریم از محرم است

1ام مهر, 1396


امام خمینی (ره):
شما بايد تبليغ كنيد آقا! محرم است. اين محرم را زنده نگه ‏داريد. ما هر چه داريم از اين محرم است و از اين مجالس. مجالس تبليغ ما هم از محرم است، از اين قتل سيدالشهداست و شهادت اوست.
◾️ما بايد به عمق اين شهادت و تأثير اين شهادت در عالم برسيم و توجه كنيم كه تأثير او امروز هم هست. اگر اين مجالس وعظ و خطابه و عزادارى و اجتماعات سوگوارى نبود، كشور ما پيروز نمى‏ شد. همه در تحت بيرق امام حسين ـ سلام ‏اللّه‏ عليه ـ قيام كردند.
صحیفه امام، ج 17، ص 58


اشتراک گذاری این مطلب!

بیانات مقام معظم رهبری

1ام مهر, 1396


💢بازخوانی بیانات عتاب آمیز رهبر معظم انقلاب نسبت به شبهه افکنان عزاداری سید الشهداء علیه السلام؛
باید گریه و زاری کرد
از موضع روشنفکری نگویند اینها دیگر لازم نیست! نه، اینها تا آخر لازم است..
♦️امام خامنه ای:بعضی حالا ممکن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بکنید، خیلی خب، بروید بیان کنید، دیگر روضه‌خوانی و گریه و زاری و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان کنید که حضرت این کار را کردند، این کار را کردند، هدفشان هم این بود. این، خیلی فکر خطائی است، نگاه غلطی است. این عاطفه‌ی نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفی، پشتوانه‌ی بسیار ارزشمند پیوند فکری و پیوند عملی است. بدون این پشتوانه، خیلی سخت میشود در این راه حرکت کرد.
♦️بحث مودت خیلی مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفی حاصل میشود؛ ماجرای مصیبتهای اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفی است؛ ماجرای مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفی است. بنابراین، این عزاداری‌هائی که انجام میگیرد، این گریه و زاری‌ای که میشود، این تشریح حوادث عاشورا که میشود، اینها چیزهای لازمی است. یک عده از موضع روشنفکری نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین کارهائی که مردم میکنند.

اشتراک گذاری این مطلب!

سیاسی ترین دهه ی سال دهه ی اول محرم

1ام مهر, 1396

 

🔻امام خمینی(ره) می‌فرمود: والله اسلام تمامش سياست است. اسلام دين سياست است قبل از اينكه دين معنويات باشد (صحیفۀ امام، ج۱ص۲۷۰و ج۶ص۴۶۷)

🔻اگر بپذیریم که دهۀ اول یا هفتۀ اول محرم، به‌نام «امر به معروف و نهی از منکر» باشد، طبیعتاً این دهه سیاسی‌ترین دهۀ سال خواهد بود؛ چون امر به معروف و نهی از منکر در درجۀ اول، سیاسی است.

🔻اینکه ما با شنیدن امر به معروف و نهی از منکر، یاد بی‌حجابی و مسائلی از این دست می‌افتیم، ناشی از اشتباه ما در دینداری است. امر به معروف و نهی از منکر، اول به مسائل کلان مربوط می‌شود، بعد به مسائل جزئی‌تر.

🔻وقتی امام حسین(ع) فرمود:«اُرِیدُ اَن آمِر بِالمَعروفِ وَ اَنهَی عَنِ المُنکَرِ» بعدش یک حرکت سیاسی انجام داد. ایشان می‌خواست از یاران خود در کوفه، برای کوبیدن قدرت سیاسی باطل کمک بگیرد؛ که البته یارانش بی‌وفایی کردند.

اشتراک گذاری این مطلب!

ثواب زیارت در مراسم عزا

1ام مهر, 1396

🔻ثواب شرکت درمجالس عزا🔻

▪️چندین سال پیش فرزند مرحوم علامه ی امینی ، هنگامی که علامه را درخواب می بیند از ایشان سؤال می کند؛ کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد ؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه ی امیرالمؤمنین (ع) ؟ علامه ی تأمّلی نموده و می فرماید : فقط زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام
▪️ایشان به علامه می گوید شما می دانید اکنون روابط ایران وعراق تیره شده و راه کربلا بسته شده است برای زیارت چه کنیم ؟ علامه در پاسخ می فرماید :
▪️« در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین علیه السلام بر پا می شود شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین علیه السلام را به شما بدهند .»
طوبای کربلا صص۱۱۱

اشتراک گذاری این مطلب!

نکات ناب از آیت اله بهجت رحمت اله علیه

7ام شهریور, 1396

از آیت اله بهجت سوال شد چه کنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟ در پاسخ فرمودند: کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد.

به آیت اله بهجت گفتند: کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید. فرمودند: لازم نیست یک کتاب باشد یک جمله کافی است که بدانی ]خدا می بیند…[

از ایشان نقل شده که یک چیزی به شما بگویم که هر جا بروید این است و جز این نیست. بروید گناه نکنید، به آنچه می دانید عمل کنید و معلومات را زیر پا نگذارید. این تمام عرفان است…

همچنین فرموده اند: اگر کسی طالب معرفت باشد و در طلب جدیت و خلوص داشته باشد در و دیوار به اذن ا… معلمش خواهد بود وگرنه سخن پیامبر«ص» هم در او اثر نخواهد کرد چنانکه در ابوجهل اثر نکرد.

آیت اله بهجت فرمودند: هرکس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق (5 دقیقه قبل از اذان صبح تا 5 دقیقه بعد از اذان صبح) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد

برآورده می شود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان باشد.

(چهارده صلوات+ چهل مرتبه یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی+ چهارده صلوات)

در سخنان ایشان آمده که هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد. ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم.

ایشان فرمودند برای دوری از ریا «لا حول و لا قوه الا بالله» زیاد بگویید.

 برای درمان عصبانیت صلوات بفرستید.

برای تمرکز فکر «لا اله الا الله» زیاد بگویید و اگر می خواهید در کارتان گره نیفتد و موفق شوید تا می توانید استغفار کنید اگر اثر نکرد من جوابگویش هستم.

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فانوس راه

7ام شهریور, 1396

در روایت ها خوانده بودیم که در روز عاشورا، هرچه یاران امام حسین(ع) به شهادت نزدیکتر می شدند حالتشان فرق می کرد و چهره ها گل می انداخت ما هم هرچه به عملیات نزدیکتر می شدیم حالت بچه ها تغییر می کرد. انگار پرنده شهادت بالای سرشان بود و وقت، وقت صید پرنده خدایی شدن بود وقتی بعدها به کسانی که در ساحل دشمن در خون خود غلتیدند، فکر کردم و اعمالشان را به خاطر آوردم همه چیز را کشف کردم. یکی از بچه های گردان غواص، محمد کاظمی نام داشت او یک پهلوان واقعی بود بچه ها اسمش را گذاشته بودند یدک کش گروهان، هیکل گنده ای داشت و پاهای بزرگی که باید بزرگترین فین غواصی را می پوشید، وقتی جلوی طناب گروهان قرار می گرفت اگر کسی هم فین نمی زد همه را دنبال خودش می کشید.شب عملیات وارد اروند شدیم. دنیای آب بود جلو رویمان. موج غواص ها را بالا می برد و می کشید زیر آب. زمزمه یا زهرا«س» یک لحظه قطع نمی شد فین می زدیم اما پیش نمی رفتیم. کاظمی جلوی ستون بود و همه مان را می کشید و می برد سمت ساحل رو به رو. آنقدر آب خوردیم و فین زدیم تا کشتی طوفان زده مان رسید به ساحل نجات. کنار ساحل دشمن از آب بالا آمدیم. جلوی رویمان کوهی از سیم خاردار بود هنوز درست جاگیر نشده بودیم که عراقی ها شروع کردند به تیراندازی. همه خوابیدیم پشت سیم خاردارها تا بچه های تخریب چی از وسط سیم خاردارها راه باز کنند و بگذریم.

تیربارها امان نمی دادند و همه مانده بودند چه باید کرد که وسط آن هیاهو و تیراندازی، کاظمی به پا خاست یکی دونفر دست بردند تا او را بنشانند که رفت جلو و خودش را انداخت روی سیم خاردارها. بعد با صدایی دردآلود فریاد کشید: زود باشید… پا روی من بگذارید و رد شوید.

باور کردنی نبود اما همه آن اتفاقات را به چشم خود دیدیم شاگرد خمینی و فرزند زهرا«س» این چنین راه را برای عبور رزمندگان اسلام باز کرد.*

 

*یادمان شهدای عملیات والفجر 8

 بروشور ستاد مرکزی راهیان نور کشور

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

راز موفقیت رهبر

7ام شهریور, 1396

از مقام معظم رهبری حضرت آیت اله خامنه ای نقل شده که ایشان در مورد رمز موفقیت خود (با تواضع حکیمانه) می فرمایند: بنده اگر در زندگی خود در هر زمینه ای توفیقاتی داشته ام وقتی محاسبه می کنم به نظرم می رسد که این توفیقات باید از یک کار نیکی که من نسبت به یکی از والدینم انجام داده ام باشد. سپس در ادامه خاطره ای را نقل می فرمایند که به نظر ایشان رمز موفقیتشان می تواند حساب شود ایشان می فرمایند: پدرم در سنین پیری به بیماری آب چشم که موجب نابینایی می شود مبتلا شدند. بنده در آن موقع مشغول تحصیل و تدریس بودم از قم مکرراً به مشهد می آمدم و ایشان را به دکتر می بردم و دوباره باز می گشتم تا اینکه در سال 1343 هجری شمسی به ناچار برای معالجه ایشان را به تهران آوردم. اطباء در ابتدا ما را مأیوس کردند گرچه بعد از دو سه سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم می دید اما آن زمان مطلقاً نمی توانستند با چشمهایشان جایی را ببینند و باید دستشان را می گرفتیم و این برای من یک غصه بزرگ شده بود زیرا اگر به قم می آمدم ایشان مجبور بود در گوشه ای از خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کاری نبودند و انس و الفتی هم که با من داشتند با دیگر برادارن  نداشتند با من به دکتر می رفتند ولی همراه شدن با دیگران و رفتن به دکتر برایشان آسان نبود. وقتی بنده نزد ایشان بودم برایشان کتاب می خواندم و با هم بحث علمی می کردیم و از این رو با من مأنوس بودند به هر حال احساس کردم اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم و به قم برگردم ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاده تبدیل می شود که برای خودشان هم بسیار سخت بود و نیز برای من غیرقابل تحمل بود زیرا که من با قم انس داشتم و تصمیم گرفته بودم که تا آخر عمر در قم بمانم.

بر سر دو راهی گیر کرده بودم، این مسأله در ایامی بود که ما برای معالجه پدرم در تهران بودیم روزهای سختی را در حال تردد گذراندم. عصر تابستانی بود که سراغ یکی از بزرگان و دوستانم در چهارراه حسن اباد تهران رفتم او اهل صفا و آدم با معرفتی بود جریان را برایشان تعریف کردم در ضمن گفتم من دنیا و آخرت خودم را در قم می بینم و من باید از دنیا و آخرت خود بگذرم که با پدرم مشهد بروم و در آنجا بمانم! آن بزرگوار تأمل مختصری کرد و فرمود: شما برای خدا از قم دست بکش و به مشهد برو خداوند متعال می تواند دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد منتقل کند. من در سخنان ایشان تأمل کردم عجب حرفی است! دلم باز شد و ناگهان از این رو به آن رو شدم یعنی کلاً راحت شدم و باحالت بشاش و آسودگی خاطر به منزل آمدم. والدین من که چند روزی بود که مرا ناراحت می دیدند از بشاش بودن من تعجب کردند به آنها گفتم: من تصمیم گرفتم با شما به مشهد بیایم و آنجا بمانم آنها اول باورشان نمی شد ولی به مشهد رفتم و آنجا ماندم و خداوند متعال بعد از آن توفیقات زیادی به ما داد و به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم، اگر بنده در زندگی خود توفیقی داشتم اعتقادم این است که ناشی از همان برونیکی است که به پدر و مادرم انجام داده ام.*

 

*گلستان نیوز- راهکار نیوز

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

 
فراخوان چی شد طلبه شدم